نفس مامان و بابا

دو ماهگی جیگر طلای مامان

1393/2/26 3:01
نویسنده : مامان
1,622 بازدید
اشتراک گذاری

نفسم عشقم امید زندگی من، تو روز به روز رشد میکردی و زندگی منو با بابا شیرینتر میکردی تو 17 روزه که بودی شبا تا صبح گریه میکردی خیلی ناآروم بودی واسه همین رفتیم سبزوار پیش مامانی وبابایی و خاله، شب و روز کارت گریه بود طفلی خاله که کنکوری بود از درس خوندن افتاده بود تا سه ماهگیت ناآروم بودی ناراحت شدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ قربونت برم ناراحت نشو الان واسه خودت خانمی شدی قشنگم

 

                           Avazak.ir Line19 تصاویر جداکننده متن (2)

 

اینم عکسای دو ماهگی فاطمه جووووووووووووووووووووووووووووووووونم دختر قشنگم

 

 

 

 

Avazak.ir Line23 تصاویر جداکننده متن (2)

 

 

Avazak.ir Line23 تصاویر جداکننده متن (2)

 

 

Avazak.ir Line23 تصاویر جداکننده متن (2)

 

 

Avazak.ir Line23 تصاویر جداکننده متن (2)

 

 

Avazak.ir Line23 تصاویر جداکننده متن (2)

 

Avazak.ir Line23 تصاویر جداکننده متن (2)

 

 

Avazak.ir Line23 تصاویر جداکننده متن (2)

 

 

پسندها (1)

نظرات (0)